تبليغاتX
yasejavan

yasejavan

کتاب

یکی از مشکلاتی که آدم تاثیر پذیر و در عین حال کم مطالعه ای چون من با خواندن داستان دارد احساس هم ذات پنداری با شخصیت های آن است. به طوری که در خیال، خود را به جای یکی از شخصیت های داستان می گذارم و سعی به پاک نویس کردن دست خط زندگیش می کنم. این خیال تا هنگامی که در حد همان خیال باقی بماند ضرری ندارد اما هنگامی که پا به عرصه واقعیت بگذارد مشکلات بسیاری را سبب می شود. بزرگترین مشکل هم ذات پنداری برای من، گرفتن حس آزادی و اختیار شخصیم است. به طوری که شخصیت های داستان عنان زندگیم را به دست می گیرند، به جای من فکر می کنند، به جای من حرف می زنند و به جای من رفتار می کنند. و من را تبدیل به موجود مسخ شده ای می کنند که کپی مطابق اصل تفکرات نویسندگان رمان است. در سمفونی مردگان، تمام تلاشم این بود که از این هم ذات پنداری عبور کنم و همه شخصیت های داستان را اولا متعلق به داستان( به عنوان تخیلات نویسنده آن) بدانم و ثانیا همه را در یک سطح قرار دهم و تعلق عاطفی به آنها پیدا نکنم و موفق شدم.

  آیدین اورخانی علیه پدرو شرایط موجود می شورد و این عصیان، مقدس ترین خصلت یک جوان است. اما سربسته بگویم، همیشه بهترین راه، خط مستقیم نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 13:48  توسط شفقت  |